X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سفر به هند اعجاب انگیز

پنج‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 08:11 ق.ظ

سفر به هند اعجاب انگیز                   INCREDIBLE   INDIA


بعد از ماهها برنامه ریزی خلاصه موعد این سفر فرارسید سفری که با سفرهای دیگه یک کم متفاوت به نظر میرسید دوستان مختلفی که به عنوان میهمان کوچ سورفینگ به خونه ما اومده بودند یا از سفر هند برمیگشتند یا قصد سفر به این کشور عجیب رو داشتند و این من رو برای این ماجراجوئی بیشتر ترغیب میکرد ...دیدگاه های اولیه نسبت به هند متفاوت بود  اکثریت از هند بعنوان کشوری که ارزش دیدن رو داره و به نیکی یاد میکردند ولی دیدگاههای منفی هم وجود داشت مثلا تامامی ژاپنی  میگفت " وقتی من به وارناسی رفتم 24 ساعت اولش شوکه شده بودم و گریه میکردم !! " و کارینای پرتقالی میگفت " یا عاشق هند میشی یا ازش احساس تنفر میکنی !! " ماریان آلمانی میگفت " من از هندیها درس پایداری و استقامت در زندگی در شرایط سخت  رو یاد گرفتم که چطور میشه در کمال محرومیت و فقر زندگی آرومی داشت " ....


همه و همه این توصیفات من رو برای این سفر بیشتر تحریک میکرد  و می خواستم  واقعیت رو از دیدگاه خودم تجزیه و تحلیل کنم....

قبل از سفر یک سری تحقیقاتی از طریق اینترنت انجام دادم که یافته های زیر و تجربیات من توی این سفر  مطالب زیر رو شامل میشه :


 هندوستان که لقب شبه قاره رو به اون دادن ، کشور بسیار بزرگ و پهناوری هست که تنوع آب و هوایی زیادی داره و برای سفر به اون باید به منطقه ای که می خواهی سفر کنی و فصل مورد نظرتون دقت کنید


هندوستان با حدود یک میلیارد نفر کشور بسیار پرجمعیتی هست (جمعیت هندوستان ۱٬۲۱۰٬۱۹۳٬۴۲۲ نفر است که دومین کشور پر جمعیت دنیا پس از چین به شمار می‌آید)و تجربه من نشون از امن بودن این کشور داره ، البته چند حمله تروریستی در دهه گذشته باعث شده که کنترل دقیقی در مناطق پرتردد شهر مثل مترو و معابد مذهبی وجود داشته باشه ولی کلا کشور امنی محسوب میشه ....



واحد پول هند روپیه هست و در زمانیکه ما به هند سفر کردیم هر روپیه هند معادل 27 الی 30 تومان ما میشد ولی الان قیمت دلار و به طبع اون روپیه خیلی فرق کرده و قابل مقایسه با چند ماه گذشته نیست معیار قیمت های من با دلار حدود 1100 تومانی بود !

برای تبدیل دلار به روپیه بهتره بیرون از فرودگاه اقدام کنید تا نرخ های بهتری بتونید معاوضه کنید جالبه که در صرافی هم می تونید چونه بزنید و نرخ های پیشنهادی اونها رو تغییر بدید...


القصه !


برای رفتن به هند دو کار اولیه باید انجام می دادیم خرید بلیط و گرفتن ویزا هند...  و برای گرفتن ویزا  خرید بلیط تائید شده الزامی بود برای خرید بلیط دو گزینه پرواز مستقیم وجود داشت پرواز با هواپیمایی ایران ایر به بمبئی و پرواز با هواپیمایی ماهان به دهلی نو و با توجه به وجود مثلث طلائی هند در نزدیکی دهلی نو پرواز با ماهان ایر گزینه انتخابی ما بود و فقط ساعت بسیار بد پرواز رفت و برگشت واقعا ما رو اذیت میکرد

ساعت پرواز از فرودگاه امام خمینی ساعت 8:20 شب بود ولی ساعت 1 بامداد به فرودگاه ایندیرا گاندی میرسیدیم  ولی چاره ای جز این نداشتیم چون فاصله بمبئی تا مقاصد ما بسیار دور بود ....

برای دریافت ویزا هم فرآیند پیچیده ای نداره و باید یک فرم سفارت رو تکمیل کنیم و با دو قطعه عکس و یک سری کپی  پاسپورت تحویل سفارت هند تو خیابان میرعماد بدیم  و نیازی به مدارک حقوقی و کاری خاصی نیست حدود یک هفته کاری هم صدور ویزا طول میکشه و قیمت ویزا 39 هزار تومان است از شانس من روزیکه به سفارت رفتم به مناسبت یکی از اعیاد هندی سفارت تعطیل بود و من وقت نداشتم دوباره اینکار رو بکنم به یکی از آژانسها مراجعه و با پرداخت 85 هزارتومان این ویزا 15 روزه تحویل گرفتم. البته این مبلغ با توجه به آژانسهای مختلف فرق داره بعضی ها 120 الی 130 هزار تومان می خواستند !!


هواپیمای ماهان ایر به نظر از ایران ایر نو تر و تمیز تر بود ولی سرویس پذیرایی و نحوه توزیع شام و آن ابتدائی تر به نظر میرسید مثلا نوشابه خانواده رو به صورت لیوانی توزیع میکردند !

یا دستمال مرطوب رو بدون پک و با یه پنس به مسافرین میدادند که خیلی دور از ذهن به نظر میرسید !!


پس از حدود 3.5 ساعت پرواز و با پشت سر گذاشتن یک دست انداز شدید هوایی با سلامت به فرودگاه  ایندیرا گاندی دهلی نو رسیدیم و قبل از فرود فرمی در داخل هواپیما توزیع شد که پر کردنش برای گذر از ورودی فرودگاه اجباری بود یک سری مشخصات اولیه پاسپورت و نوع ویزا که نوع توریستی TVبود و .....


فرودگاه شیک و بزرگ و  تمیزی بود  و  فرودگاه امام خمینی واقعا در مقابلش حقیر دیده میشد .

ما چاره ای جز توقف 6 ساعته تا روشن شدن  هوا نداشتیم یک زوج هندی به اسم رونیتا و ویجیه قراربود که میزبان ما برای 2 شب  اول اقامت ما در دهلی نو باشند و کلی مکاتبه و هماهنگی از طریق فیس بوک و کوچ سورفینگ و گرفتن آدرس و تلفن هم انجام شده بود تو ای میل از ما خواسته بودند کپی پاسپورتمون رو براشون میل کنیم که از نظر پلیس هند مشکلی نداشته باشند ظاهرا یه جورایی از لحاظ امنیتی لازم به نظر میرسید...


یکی از مسافرین ایرانی که اون هم تصمیم گرفته بود شب رو تا صبح اونجا بمونه برای نماز خوندن روزنامه ای در گوشه ای از سالن فرودگاه پهن کرد و قطب نما یا همون قبله نما رو برای پیدا کردن جهت قبله از جیبش بیرون آورد ولی چند پلیس و گارد ویژه سریعا خودشون رو بهش رسوندند و فکر های بدی در موردش کردند!! چه کنیم که  متاسفانه پاسپورت ایرانی سابقه خوبی نداره ! ولی اونها بعد از چک کردن مدارک هویتی و قبله نما و ... بهش اجازه دادند که نمازش رو بخونه و ....


ما تصمیم گرفتیم که داخل محوطه مسافرین خروجی  بشینیم چون هم امنیت بهتری داره و هم شرایط داخل شهر برای ما پیش بینی شده نبود .... همینطوریکه روی صندلی نشسته  بودیم و اطلاعات جمع آوری شده رو مرور میکردیم با یک خانواده هندی که در کنار ما نشسته بودند آشنا شدیم که این آشنایی هم برای ما و هم برای اونها جالب بود دختر بزرگ خانواده که از همه کنجکاوتر بود گفت که برای رفتن به یک مراسم عروسی از بمبئی به دهلی اومدند که باید با ماشین به آگرا بروند و چون هوا تاریک و غبارآلود بود اونها هم ترجیح دادند توی فرودگاه تا صبح صبر کنند و همین نقطه مشترک ، آغاز گر صحبت طولانی ما با این خانواده  خوب هندی شد که زمان انتظار رو برای طرفین کوتاهتر میکرد پدر خانواده کارمند یک شرکت هواپیمایی بود و مادر کارمند بانک ....

از همه چیز صحبت کردیم از مراسم عروسی گرفته تا مسائل اجتماعی ... کلا  مکالمه جالبی بود

با توجه به اینکه فرودگاه وایرلس نداشت ( البته داشت ولی رایگان نبود! ) امکان چک کردن ای میل وجود نداشت و با پیشنهاد شوئتا (دختر بزرگ )  سیم کارت اونها رو قرض گرفتم و باموبایلم ای میلم رو چک کردم .....

 

بدترین حالت ممکن اتفاق افتاد!!! میزبان ما در دهلی با نامه بلند بالا در دقیقه 90  از ما معذرت خواهی کرد که بعلت اتفاق غیر منتظره در دهلی نیست و نمی تونه میزبان ما بشه و گفت که توی برگشت در روزهای آخر میتونه میزبان ما بشه !!! و شماره موبایل یکی از دوستانشون رو تو ای میل برام گذاشت و گفت یه تماسی با اون بگیریم و در موردما با دوست دیگه کوچ سورفینگ هماهنگ کرده ....


پس از روشن شدن هوا و خداحافظی با اون خانواده ، تا ساعت 8:30 یه دوری اطراف فرودگاه زدیم تا دوست ویجه ای از خواب بیدار بشه .... یه اس ام اس به  دوست ویجه ای زدم  خوشبختانه سریع جواب داد و ما رو از بلاتکلیفی در آورد.... گفت با توجه به توضیحاتی که دیشب به ویجه ای داده، میهمان دیگه ای  داره نمی تونه میزبان ما بشه!!

 

این برای ما قابل پیش بینی نبود چون روی این میزبان خیلی برای ادامه سفر و خرید بلیط و کسب اطلاعات مفید دیگه حساب کرده بودیم با خستگی تمام کوله پشتی سنگین ما که سنگین تر به نظر میرسید برداشتیم و گیج و ویج به راه افتادیم ....




ادامه دارد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo