X
تبلیغات
زولا

پاریس - فرانسه

جمعه 6 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 04:53 ب.ظ

صبح زود از خواب بیدار شدیم هوا خیلی دلپذیر بود و فقط مشکل این بود که دستشویی و امکانات رفاهی یک کم از محل استقرار چادرها فاصله داشت و باید مسافت تقریبی 300 متری  رو  قدم زنان تا اونجا میرفتیم ، علیرغم اینکه توریست های زیادی اونجا حضور داشتند ولی برای استفاده از امکانات رفاهی تراکمی وجود نداشت و دستشویی و حموم های بسیار تمیز و خلوت برای استفاده ساکنین در دو قسمت مجزای مخصوص آقایان و خانمها وجود داشت ، نانوایی هم نون تازه باگت فرانسوی پخت میکرد ...

همانطوریکه میدونید استحمام درطول سفر خیلی مهم است بالاخص سفرهای طولانی که خوشبختانه با وجود این امکانات هیچ مشکلی وجود نداشت در طول یک هفته اقامت در کمپینگ برنامه صبحگاهی ما تقریبا تکراری و به همین منوال بود و فقط در نوع صبحونه هایی که روز قبلش با خرید از فروشگاههای پاریس و گاها بر طبق خواسته بچه ها هماهنگ میکردیم و میخوردیم اندکی تفاوت داشت .

 معمولا در طول مسیر چادر تا رسیدن به امکانات رفاهی ، با سایر توریست ها برخورد داشتیم که خوش رویی صبحگاهی و سلام علیکشون قابل توجه بود...




از نکات دیگه که توجه من رو به خودش جلب کرده بود تمیزی فوق العاده سرویس های بهداشتی و حموم مجموعه بود و افراد بعد از استحمام با تی که در گوشه محوطه اصلی سالن حمام بود خودشون تی میکشید و برای نفر بعدی حموم رو تمیز میکردند البته نظافتچی هم در ساعات خاصی اونجا رو تمیز میکرد.

با بالا اومدن نسبی خورشید ، هوا مطلوب تر شد و پروانه خانم با سیستم کامل آشپزخونه و گازی که داشت صبحونه رو آماده کرد و بچه ها که شب گذشته دیر خوابیده بودند خلاصه با نق و نوق از خواب بیدار شدند ...

پذیرایی کامل بود ، چندین نوع متفاوت پنیر ، کره و آب میوه هایی مختلف ، تخم مرغ و انواع سوسیس و  چای و نسکافه و شیر داغ ... خلاصه در اون یه هفته ایی از لحاظ صبحونه خیلی غنی و کامل از خودمون پذیرایی کردیم و حتی برای بچه ها لقمه های آماده ایی رو هم بهمراه میاوردیم که اگه در طول روز گشنه اشون شد مشکلی پیش نیاد.... در مورد هزینه های اقامت در کمپینگ سوال شده بود که جزئیاتش یادم نبود ولی با بررسی بیشتر اطلاعاتی رو بازیابی کردم که اعداد و ارقام  به شرح زیر است:

هزینه نصب چادر 5 یورو بابت هر شب + هزینه هر فرد 4 یورو + نصب و راه اندازی برق 10 آمپر با سیم سیار 4 یورو و هزینه پارکینگ روزانه 12 یورو بود  ...


در اون  یک هفته فاصله کمپ تا پاریس حدود 45 دقیقه ای  رو باید طی میکردیم ، چند روز رو با ماشین شخصی رفتیم و با احتساب هزینه بنزین و کرایه پارکینیگ ، گزینه رفتن با سرویس اتوبوس عمومی هم که ساعات مشخصی بین پاریس و کمپینگ رفت و آمد میکرد مقرون به صرفه تر و گاها بدون استرس تر بود و فقط مشکل اینجا بود که آخرین اتوبوس از پاریس به کمپینگ ساعت 10 راه می افتاد و با توجه به تاریک شدن  نسبتا دیر ساعت 10 شب برای برگشت به کمپینگ یه کم زود به نظر می رسید ...

ماشین رو در پارکینگ عمومی و مکانیزه نزدیک دیزنی لند پارک میکردیم و با مترو به نقاط مرکزی شهر پاریس رفتیم ، جزئیات خاطرات با گذشت زمان برام کم رنگ شده و فقط به نکاتی که در خاطرمون مونده اشاره میکنم ...

 

اولین روز در یکی از ایستگاههای  مترو پاریس  ، بزرگی ایستگاه  و تعدد خطوط مترو  ما رو شگفت زده کرده بود ، این ایستگاه از چندین طبقه با خطوط مختلف تشکیل شده بود و جالب اینکه ما نمیتونسیم راه خروجی رو پیدا کنیم چون علائم و مشخصه های نصب شده همگی به زبان فرانسه بود چون فرانسویی ها به زبانشون بسیار متعصب هستند و زبان فرانسوی رو زبان اول دنیا می دانند!   خلاصه پس از کلی پرس و جو فهمیدیم  تابلوی  SORTIE به معنی خروج EXIT  و راه رسیدن به روی زمین رو پیدا کردیم قابل ذکره که مترو پاریس یکی از بزرگترین متروهای جهان است که قدمت طولانی داره ظاهرا از سال 1900 احداث شده و حدود 300 ایستگاه داره ، بلیط های مترو بصورت  روزانه ، سه روزه و یک هفته ای هم فروحته میشه که علاوه بر مترو میشه از خطوط اتوبوسرانی هم استفاده کرد البته بلیط مترو دارای مناطق zoneهای چندگانه هست و برای رفتن به اطراف پاریس بایدبلیط با پوشش منطقه وسیعتری خریداری کرد، بعضی از خطوط مترو پاریس خیلی قدیمی بود کیفیت واگنها  و کهنگی آنها کاملا مشهود بود بطوریکه در یکی از روزهایی که در مسیر دیزنی لند به پاریس در حال تردد بودیم مترو خراب شد و تا نیم ساعتی مسافرها سرگردان بودند تا مشکل برطرف شد



 

پاریس دارای القاب متعددی است ، اما یکی از مهمترین های اون شهر نور است، این نام هم به خاطر مرکزیت پاریس در زمینه علم و تحصیلات  ، مد و هم به پرنور بودن این شهر در شب ها اشاره داره ،یکی از زیباییهای شهر پاریس  وجود رودخانه سن هست که بعنوان هویت شهری پاریس محسوب می شه که  عبور رودخانه از نقاط مهم شهر ، جلوه  زیبایی به پاریس داده  و  وجود پل های تاریخی زیبا که هنوز هم تردد بطورکامل بر روی آنها انجام میشد نیز از دیدنی های دیگه شهر پاریس بود  پل  الکساندر سوم ، پل شارل دوگل ، پل میرابو و ....بعد از خروج از ایستگاه ناخودآگاه به سمت برج ایفیل که از دور نوکش دیده می شد  جذب شدیم در طول مسیر  بطور اتفاقی از جلوی سفارت ایران هم گذر کردیم




مدلی که عکاسان در حال تصویربرداری بودند


 







برج ایفل که یکی از سمبل های گردشگری دنیا و پربازدیدترین مکان توریستی در دنیاست،این برج در میدان شان دومارس در نزدیکی رود سن قرار داره و جالب اینکه تا سال 1930 بلندترین برج جهان بود، این برج در آغاز برای ایجاد نمایشگاه جهانی  و به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد،نام این برج از نام سازنده اش گوستاو ایفل برگرفته شده است . وجود پیچ و مهره در ساخت این برج توجه آدم رو به خودش جلب میکرد و صف طویلی هم برای بازدید پاریس از فراز برج تشکیل شده بود که ما با توجه به خستگی بچه ها و طولانی بودن صف از دیدنش اجتناب کردیم ... جالب اینکه زیر پل ایفیل خوردنی ها و اقلام فروشی  خیلی گرون بود و پرستو کوچولو هم گیر داده بود که سیب زمینی سرخ کرده ( پاتات ) بخوره و باباش بنده خدا ! مجبور شد یه ظرف کوچک سیب زمینی رو به قیمت 8 یورو بخره ! من که خداییش از گلوم پایین نمی رفت آخه دونه ای چند؟؟ ؟

در مورد ایفل این رو باید اضافه کنم متاسفانه با توجه به دوری کمپینگ ما از پاریس  و برگشت ما در ساعات پایانی روز ،  نورپردازی زیبا و شبانه ایفیل رو نتونستیم از نزدیک ببینیم ( البته اون موقع خیلی هم تو فکرش نبودیم! بعدا فهمیدیم چقدر قشنگه!(




کلیسای نوتردام : برای رسیدن به کلیسای نوتردام با گذر از یکی از پلهای تاریخی روی رودخانه سن ، براحتی نوتردام رو پیدا کردیم اولین چیزی که یادمون افتاد ماجرای کتاب و فیلم گوژیشت نوتردام بود ! نوتردام در زبان فرانسه به معنای "بانوی ما " است  این کلیسا دارای دو برج دوقلو هست که ناقوس بزرگ در برج سمت راست تعبیه شده است گفته میشه این ناقوس بزرگترین ناقوس کلیسای جهان است و حدود 13 تن وزن داره ! این برجها محل زندگی شخصیت گوژیشت ویکتور هوگو  هم بود .برای ورود به کلیسا مثل سایر امکان توریستی صف نسبتا طولانی وجود داشت ولی خوشبختانه ورودی رایگان بود و پس از چند دقیقه معطللی داخل کلیسا شدیم ، فضا با نور کم و پنجره های مشبک رنگی و نیمکت های چوبی ، تاثیر گذار بود با کنجکاوی به جلوی کلیسا رفتیم و چند نفری که با هم مشغول عبادت بودند نزدیک شدم ، دستهاشون رو بهم گره زده بودند و اشعاری موزونی رو باهم میخوندند ... افراد داوطلب هم میتونستند با دادن اعانه  به دفتر  کلیسا کمک کنند...در بیرون کلیسا هم توریست های زیادی در حال تردد بودند و در نمای های مختلف از خودشون و کلیسا عکس می گرفتند ...

چند نفری هم که لباسهایی  متفاوتی برای جلب توجه افراد پوشیده بودند و پلاگارد Free Hugرا در دست داشتن برای در آغوش گرفتن افراد دیگه آماده بودند ... ظاهرا این حرکت در دهه اول سال 2000 از استرالیا شروع شد و بزودی در کشورهای دیگه رواج پیدا کرد ، این افراد داوطلب با در داشتن تابلوی سفید کوچک که روش نوشته آغوش رایگان Free Hug رهگذران داوطلب را با آغوش گرم بغل میکنند ، این حرکت در راستای ترویج انسانیت و مهربانی که میتونه آغازگر روزی خوش باشه ابداع شده ...در این جمع چند نفره  که متشکل از چند دختر جوان خوشگل و پسر خوش تیپ بودند ... ( البته من بدلیل اهتراز از مشکلات احتمالی اختلاف فرهنگی در این طرح انسانی شرکت نکردم!








در پشت کلیسا محوطه پارک مانندی بودن که دقایقی در اون استراحت کردیم و چند تصویر متفاوت از پشت کلیسا هم تصویر برداری کردم.


 



خیابان شانزلیزه (Champs-Elysées) از دیگر نقاط توریستی و مهم پاریس است  که فرانسوی ها  اونرو زیباترین خیابان جهان می دانند شانزه لیزه  به معنی دشت الیزه است که در اساطیر یونان به معنی خجسته است ، شانزه لیزه خیابان شارل دوگل رو به میدان کنکورد متصل میکنه  در این چند روز چندین بار گذرمون به شانزلیزه افتاد فروشگاههای برند و پاساژهای متعدد از موارد قابل ذکر شانزه لیزه بود قابل ذکر است وجود متکدیان متعدد که غالبا و متاسفانه با چهره ظاهری مسلمان بطور چشمگیری دیده میشد ، از دیگر نکات قابل ذکر عدم رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و عبور مستمر عابرین از چراغ قرمز در پاریس بود ( برخلاف آلمان  که در خیابانی که در طول 3 دقیقه انتظار هیچ ماشینی عبور نمیکرد ولی جمع کثیری از عابرین با حوصله منتظر سبز شدن چراغ بودند)


 میدان کنکورد ، میدان بسیار بزرگی است که بصورت 8 ضلعی ساخته شده که اتفاقات مهم تاریخی همچون اعدام لویی شانزدهم هم در اون رخ داده در مرکز این میدان یه ستون تاریخی هم قرار داره که گفته میشه والی مصر ، محمدعلی پاشا به فرانسه هدیه داده که قدمت این ستون به دوره رامسس دوم برمیگرده و قدیمی ترین اثر شهر پاریس است ، در کنار این میدان یه پارک نسبتا کوچک هم قرار داشت که چندین بار برای تجدید قوا و استراحت در آن توقف کردیم.


 


کلیسای ساکریکور :Sacré-Coeur

بعد از کلیسای  نوتردام دومین کلیسای بزرگ در پاریس محسوب می شد که بر روی تپه مرتفع محله مون مارتر  در محله تاریخی  شمال پاریس واقع شده بود کاباره معروف مولن روژ و خیابان پیگاله نیز در این منطقه قرار داره ، برای بالا رفتن از دستگاههای شبیه واگنهای مترو استفاده کردیم و در برگشت که آسانتر بود پیاده سراشیبی رو برگشتیم در مسیر رسیدن به کلیسا به چند جوان سیه چرده برخوردیم که در گوشه خیابان با حرکات تند دست می خواستند توجه ما رو به خودشون جلب بکنند و با توجه به اینکه در مورد این روش سرقت در پاریس مطالبی رو خونده بودیم با هوشیاری مسیر مون رو تغییر دادیم تا به آنها روبرو نشیم

....





خوشبختانه برای ورود به کلیسا صف زیادی تشکیل نشده بود و براحتی داخل کلیسا شدیم و نیکمت های چوبی کلیسا برای اندکی استراحت بسیار مناسب بود و حاضرین با سکوت و برای احترام با صدای بسیار ملایمی صحبت میکردند... جشم انداز بیرون هم بسیار زیبا بود و پاریس رو از اون بالا بخوبی میشد دید و از دور برج ایفیل مشخصه ممتاز پاریس هم دیده می شد . دوربین های هم که با سکه فعال می شدند برای دیدن نقاط دورتر وجود داشت . در کوچه های اطراف کلیسا هنرمندان و نقاش های زیادی مشغول هنرنمائی و طراحی چهره توریست ها بودند ...



 








طاق یا ارک پیروزی : eArc de Triomph

بنای یادبود بزرگی با ارتفاع 50 متر است که در وسط میدان شارل دوگل در نزدیکی خیابان شانزه لیزه واقع شده که یادبود سرباز گمنام فرانسوی مربوط به جنگ جهانی اول قرار داره که مشعل آتشی هم  در زیر آن شعله ور هست ، ما هم سعی کردیم از زوایای مختلف از این بنای بزرگ عکس بگیرم ضمننا میشه با آسانسور یا پله به بالای طاق هم رفت که ما بدلیل کمبود وقت از دیدن پاریس از اون بالا محروم شدیم . ....






 



در امتداد دیگر سوی ارک پیروزی ، ساختمانهای مدرن و متفاوتی از دور مشخص بود لادفانس La Defense مجموعه ساختمانهای اداری و تجاری بزرگی بود که مرکز خرید بزرگی هم در مجاورت آن وجود داشت که بهترین فرصت برای خانمها بود که به مهمترین جذابیت های سفر بپردازند !! ، در زیر ارک آن پله های زیادی وجود داشت که جمع زیادی از مردم در زیر سایه ارک نشسته بودند و استراحت میکردند ، کمی دور تر تندیس انگشت شستی وجود داشت که قبلا تصویرش رو در سایت های اینترنتی دیده بودم البته نمیدونستم این مجسمه مربوط به کجاست ، با دیدنش هیجان زده شدم و به سمتش رفتم چون از کشف خودم خیلی لذت برده بودم و چند تا عکس در حالتهای مختلف از این شست جذاب تصویر برداری کردیم




 


دیزنی لند پاریس

این مکان یک شهربازی در شهر جدید مارن-لا-واله در حومه شرقی پاریس است که توسط یورو دیزنی تأسیس شده است. این شهربازی، 7 هتل و یک مجتمع سرگرمی و غذاخوری و یه مرکز خرید هم داره و دومین گردشگاه دیزنی در خارج از ایالات متحده، بعد از دیزنی لند توکیو است. .فاصله این پارک تا پاریس  حدود 30 کیلومتر است . خوشبختانه مکان اون برای ما دارای دسترسی خوبی بود و یک روز کامل رو به دیزنی لند اختصاص دادیم علیرغم گرونی نسبی بلیط ورودی ، جالب بود و ازش حسابی لذت بردیم  البته  پارک به 2 قسمت اصلی تقسیم میشود یکی Disney land Park که مجموعه وسایل بازی و یکی هم Walt Disney Studio که شامل سینما و کارتون ها و انیمیشن ها است و بلیط ورودی برای یک روز 74 یورو  ،2 روزه 131 یورو ،3 روزه 162 یورو و 4 روزه 192 یورو است 74 یورو برای هر 2 پارک است. ما فقط مجموعه اصلی رو انتخاب کردیم .خیلی از اروپاییها برای تعطیلات تابستانی با بچه هاشون دو سه روزی رو در دیزینی اقامت میکنند تا حسابی خستگی درس از تن بچه ها دربیاد و با وجود امکانات جانبی برای بزرگترها هم بد نخواهد گذشت! یکی از ویژگیهای بازیهای دیزنی لند شبیه سازی کامل محیط با شرایط کارتونها و فیلمهای دیزنی بود که لذت استفاده از اونها را برای کسانی که قبلا فیلمها و کارتونها رو دیده بودند چند برابر میکرد تراکم بازدیدکننده نشونه محبوبیت این شهر بازی بود و صف جمعیت در بعضی از بازیهای محبوب خیلی زیاد بود و بعداز استفاده از دستگاههای صفحات دیجیتالی وجود داشت که عکسهای دیجیتالی که در حین سوار شدن وسایل بطور اتوماتیک از استفاده کننده ها تصویر برداری میشد را نشون میداد و میشد عکسها رو برای چاپ سفارش داد من هم از فرصت استفاده میکردم و از تصاویر خودمون از روی صفحه دیجیتال عکس میگرفتم که عکسهاش هم خیلی خوب شد و هیجان و شادی رو که بطور ناخودآگاه ثبت شده بود برای همیشه ذخیره کنم !





با خرید بلیط به طور نامحدود میشد از وسایل بازی استفاده کرد و یک باجه ای بود که میشد بلیط گذر سریع Fast Passرو از دستگاه تهیه کرد با داشتن اون بلیط( البته هزینه ای نداشت) افراد می تونستند بدون قرار گرفتن در صف های طولانی از وسایل بازی استفاده کنند یا بعبارتی ورودی جداگانه ای داشت ولی دریافت اون بلیطها محدود بود و نمیشد در مورد همه بازیها و پشت سرهم از اونها تهیه کرد.

در چندین نوبت ( در زمانهای مشخص شده قبلی )هم شخصیت های دیزنی در طول مسیر مشخصی برای بازدیدکنندگان رژه میرفتند و حرکات نمایشی برای شادی و هیجان بچه ها و حاضرین به نمایش می گذاشتند














یکی از روزها رو هم به بازدید از موزه لوور اختصاص دادیم  این موزه که در داخل کاخ لوور که زمانی محل اقامت خانواده سلطنتی فرانسه بود واقع شده  است. تمرکز موزه لوور روی هنر ، تاریخ ، فرهنگ است هنگام  ورود به موزه نقشه موزه رو حتما بگیرید . چون بزرگی موزه آدم رو دچار سردرگمی میکنه. موزه  لور دارای 4 طبقه  است و آثار ایرانی در طبقه 0 و با رنگ زرد مشخص شده است.بخش مصری موزه یکی از بزرگترین بخش های آن است که با توجه به آثار مصر باستان برای ما بسیار جذاب بود،لوح حمرابی هم در این موزه نگهداری میشه در قسمت ایران قطعاتی از تخت جمشید وجود داشت که بسیار سالم تر از اون چیزی بود که ما در شیراز دیده بودیم و جالب اینکه سنگهای دیوارهای پرسپولیس رنگی و سرستون ها تقریبا کامل و بدون تخریب بود! در این موزه بی نظیر شاهکارهایی همچون تابلوی مونا لیزا اثر لئوناردو داوینچی و آثار میکل آنژ از پرطرفدارترین آثار هنری بود شاید معروف ترین اثر موزه نیز همان تابلوی معروف مونالیزا باشه و معروف بودنش را مدیون لبخند  مونالیزا میدونند که به لبخند ژوکوند نیز معروف است. ما بدون اینکه دنبال این اثر هنری بگردیم با تجمع و توجه جمع زیادی از حاضرین متوجه اثر هنری مهمی شدیم و که مسئولان موزه با قرار دادن موانعی از نزدیک شدن حاضرین به جلوی اثر هنری ممانعت میکردند ، سالن هایی هم مربوط به ناپلئون بود و همچنین مجسمه های بسیار زیادی از مجسمه سازان مشهور هم نگهداری میشد.

یکی از قسمت های جذاب موزه هم ورودی هرمی شیشه ای اون هست و وجود فواره های آب و تردد زیاد بازدید کنندگان باعث ایجاد حس زنده بودن بیشتر محیط اون میشه.نکته مهم اینکه هیچ توضیح و هیچ نوشته ای به زبان انگلیسی نبود و تابلوها و توضیحات صرفا به زبان فرانسه بود!!






































پلیس های پاریس هم دارای تنوع زیادی بودند ازجمله پلیس دوچرخه سوار ، پلیس اسب سوار و ....




از سایر جاذبه هایی که ما بدلیل کم تجربگی از دیدن اونها در اقامت یک هفته ای در پاریس غافل شدیم ، شامل : گالری لافایت ،موزه اورسی ، باغ- کاخ  تویلری ،پارک لوگزامبورگ ،که در نزدیکی دانشگاه معروف سوربن واقع شده، کاخ ورسای ، پانتئون ، خانه اپرای کاخ گارنیه و موزه کتاب اپرا ، قلعه و میدان تاریخی باستیل، قصر Conciergerie و ساختمان آموزشی ، علمی و فرهنگی یونسکو که در پاریس واقع شده است .

یک هفته در پاریس خیلی جالب و بیاد ماندنی بود و در راه برگشت به هلند ، از مسیر اتوبان برنگشتیم و مسیر عبوراز شهرهای کوچک رو انتخاب کردیم تا با گذر از مزارع گندم ،  شهرهای کوچک فرانسه و بلژیک  رو هم دیده باشیم

 ...












وقتیکه  فرودگاه اسکیپول آمستردام رو به مقصد مهر آباد ترک میکردیم ( اون موقع  پروازهای بین المللی از مهرآباد انجام می شد) فکر نمیکردیم بازهم بتونیم چنین سفری رو تجربه کنیم  ولی  چند سال بعد ...

 

پایان        "   بازگشت به خاطرات گذشته اولین سفر ما به اروپا "  ... بزودی با خاطرات سری جدید تجربه های ما  پس از فراغت از تحصیل ، در خدمت شما خواهیم بود
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

عزیمت به پاریس از راه زمینی با گذر از بلژیک

جمعه 15 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 07:00 ب.ظ

بعد از یک هفته گشت و گذار در شهرهای مختلف هلند ، و از آنجایکه سعید و پروانه هم تعطیلات تابستانی خودش رو میگذراندند تصمیم گرفتیم که به اتفاق با ماشین شخصی اونها به فرانسه بریم و در پاریس یک هفته ای رو خوش بگذرونیم و بعدش در مسیر بازگشت در بلژیک هم توقف داشته باشیم ...

ما که میهمان های ویژه سعید و پروانه بودیم و اونها خیلی با روحیات مسافرتی ما آشنایی نداشتند ، در انتخاب محل اسکان و امکانات اون وسواس زیادی نشون میدادند ولی ما خیالشون رو راحت کردیم و گفتیم بابا ما بک پکر هستیم !!و سفر با شرایط متفاوت رو دوست داریم و نگران ما نباشند برای همین از بین گزینه های موجود هتل ، هاستل و ... ما گزینه کمپینگ رو انتخاب کردیم که برای ما بسیار هیجان انگیز تر بود ، مخصوصا من که از دوران کودکی همیشه عاشق اردو  و  اقامت در فضای های طبیعی بودم و در زمان ما رفتن اردو برای بچه ها به همین راحتیها نبود ... بگذریم ... پس از بررسیهای بسیار پروانه ، کمپینگ مناسبی در یکی از مناطق خوش آب و هوای اطراف پاریس انتخاب کردیم که در ادامه شرایط اون رو براتون تعریف خواهم کرد ...


مراحل آماده سازی برای سفر همیشه یکی از سخت ترین قسمتهای سفر هست ، و خانواده سعید و پروانه هم با دارا بودن دو دختر کوچیک از این قائده مستثنا نبودند و برخلاف انتخاب اولیه کمپینگ برای مسافرت ، که قاعدتا اقامت با حداقل امکانات رو برای آدم متصور میکرد ، تجهیزاتی که برای این سفر تدارک دیدند خیلی خیلی زیاد و کامل بود این تجهیزات شامل وسایل آشپزی گرفته  گاز جهت پخت و پز ، کپسول ، باربیکیو ، یخچال ، تا سرویس کامل البسه  سیستم صوتی و تصویری ، و سرویس کامل نوشیدنی ،  وسایل ورزشی و حتی توالت سیار با  توجه به ظرفیت ماشینشون و محدودیت صندوق عقب و باربند سقف ماشین ، سعید یک گاری مخصوص به اسم آن هانگن به پشت ماشینش متصل کرد ( البته این وسیله کاملا استاندارد و منطبق با قوانین راهنمایی و رانندگی اروپایی بود و دارای سیم و اتصالاتی بود که با ترمز کردن ماشین چراغ ترمز و حتی راهنمای آن نیز فعال میشد ) و  ظرفیت حمل بار یک وانت اضافی را دارا بود. وسایل سفر با دقت زیاد در داخل آن هانگن چیده شد و بارزدن وسایل و آماده سازی برای حرکت چندین ساعت طول کشید ولی برای ما تجربه جدیدی از نوع اروپایی بود! 

ساعت حرکت و جزیئات اون اصلا یادم نیست ولی نکته ای که در اون زمان برای ما بسیار جالب و کاربردی بود وجود دستگاه GPS گویا در ماشین بود که با نقشه ای دقیقی مسیر مبدا تا محل اقامت در کمپینگ توسط راهنمای گویا آدرس دهی میشد ( البته الان چیزی عادی و معمولی هست ولی در اون زمان ما همچین چیزی رو ندیده بودیم !) وکلی از پیشرفت فناوری لذت بردیم .مسیر برای رسیدن به مقصد دارای دو گزینه اصلی بود انتخاب مسیر از بزرگراه ، و انتخاب جایگزین دیگر از راههای غیر اصلی که با انتخاب اول باید مبالغی را بعنوان عوارضی در طول مسیر پرداخت میکردیم ولی در عوض سرعت و راحتی بیشتری برای ما متصور بود. اتوبانهای تمیز و بدون کمترین دست انداز و ناهمواری از نکات مهمی است که تو ذهنم مونده  حضور ملموس پلیس در طول بزرگراه ها  چشم گیر بود و به قول سعید ، در مسیرها باید به شدت مواظب زنبورها ( اشاره به پلیس ) بود چون اگه به آدم نیش بزنند با  جریمه های سنگین حا لا حالا باید سوزش نیششون را حس کرد !!و اینکه در طول مسیر ، راننده ها فقط در مکانهای خاصی اجازه توقف داشتند که در اون مکانها امکانات اولیه برای توقف کننده ها فراهم بود مثلا نیمکت هایی برای نشستن و غذا خوردن و فروشگاه و ... که در مسیر در داخل بلژیک جایی بمدت  یه ساعت توقف و  استراحت کردیم و غذایی رو که بصورت از پیش آماده شده بهمراه داشتیم خوردیم و سپس با کمک راهنمایی جی پی اس گویا ( البته به زبان هلندی ) به  راهمون ادامه دادیم ...






مسیر دارای ترافیک روان و خوبی بود که نهایتا  با گیر کردن در ترافیک متوجه شدیم که به پاریس نزدیک می شویم خوشبختانه خیلی در ترافیک کشنده بزرگراه گرفتار نشدیم چون مقصد دقیق ما خود پاریس نبود و کمپی که از طریق اینترنت  رزرو کرده بودیم در حومه پاریس واقع شده بود و 45 دقیقه ای با ایستگاه دیزنی لند پاریس فاصله داشت و خودبخود از مسیر اصلی و پر ترافیک جدا شدیم و با گذر از چندین شهرک کوچیک به محل کمپ رسیدیم ... 


به اتفاق پروانه برای انجام مراحل اداری به دفتر کمپینگ رفتیم ، متاسفانه انگلیسی ما در اون زمان بسیار ضعیف تر از اونی بود که بتونم در برقراری ارتباط با مسئول جوان پذیرش به پروانه کمکی بکنیم و پروانه هم که  در زمینه صحبت کردن به انگلیس وضع بهتری از ما نداشت با مسئول باجه سرو کله میزند ، که در همین حین مرد تقریبا مسن ، و البته تنومندی که رنگ چهر ه اش به قرمزی میزد وارد شد و خوشبختانه به زبان هلندی آشنایی کامل داشت و مشکل ما  براحتی حل شد و با پرداخت هزینه اقامت شرایط اسکان ما در کمپینگ فراهم شد.


کمپینگ دارای محوطه بسیار بزرگی بود که امکانات متفاوتی رو میشد انتخاب کرد،  اتاقهای ویلایی ، اتاقک های شبیه کانکس و فضای سبز جهت چادر زدن  که ما گزینه آخر که هیجان بیشتری داشت و حالت اردویی رو برای ما تداعی میکرد انتخاب کردیم که البته اگر کسی میخواست  و درخواست برق میکرد با پرداخت هزینه اضافه مربوطه ، متصدی کمپینگ برق را با سیمهای طویل تا نزدیک محل برپا کردن چادر هدایت میکرد که با توجه به اقامت یک هفته ای ما برخوردای از برق بسیار مهم و ضروری بود.


پس از انتخاب جای مناسب در محوطه بزرگ و جنگلی کمپ ، به سعید در برپا کردن چادر کمک کردیم و با تجهیزات فنی و چکش میخ های چادر را در زمین محکم و استوار کردیم ... چادر ما هم یه چادر معمولی نبود ، چادر بزرگی بود که یک سالن و سه اتاق خواب داشت ! که با توجه به ترکیب مسافرین کاملا مناسب طراحی شده بود...

محوطه کمپینگ از یک سو به محوطه جنگلی مشرف بود و کوه بلندی نیز در چشم انداز جلویی کمپ خودنمایی میکرد... رستوران  و بار، استخر رایگان و سرباز ، نانوایی ، سیستم لاندری و شستشو ، حمام و دستشویی ، پارک بازی کودک از دیگر امکانات کمپ بود و سرویس اتوبوسی هم در ساعات معینی مسافرین را به ایستگاه دیزنی لند پاریس منتقل میکرد ...








شب اول در چادر خیلی خوش گذشت ، بچه ها که روز اول سفرشون بود خیلی پرانرژی و شاداب بودند و با سیستم صوتی که همراه داشتند با پخش موزیک های دلخواهشون و حرکات موزون شادی و خنده رو به جمع ما آوردند و تا نیمه های شب بیدار بودیم گفتیم و خندیدیم  .... 

ادامه دارد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

فلاش بک -- اولین سفر به هلند و فرانسه

سه‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 10:43 ب.ظ

خلاصه بعد از یک سال و نیم مسافرتهای هفتگی و شبانه ، اندکی وقتم آزادتر شد و تصمیم گرفتم با نگاهی به آلبوم خاطرات گذشته، گزیده هایی از سفر اولمون به هلند ،فرانسه رو بنویسم سفری که علیرغم کم تجربه بودن ، خاطرات شیرین و فراموش نشدنی رو برامون به یادگار گذاشت البته برخلاف سفر دوم که دغدغه نبودن بردیا در همه لحظات سفر همراه ما بود این سفر 15 روزه با آرامش بیشتری توام بود چون بردیا هنوز بدنیا نیومده بود  و از سوی دیگر حضور مستمر سعید و خانواده محترمش که میزبان سفر ما بودند ، باعث شده بود که دومین تجربه سفر خارجی ما (سفر اول مربوط به سفر دبی بود) با برنامه ریزی و هماهنگی اونها ترسیم شده و ما از کمک و تجربه زندگی اونها در اروپا بهره ببریم ...


  اولین ویزای شینگن  ما، از طریق سفارت هلند اخذ شد( ویزای شینگن دوم از طریق سفارت آلمان بود) و پرواز به فرودگاه اسکیپول  (Schiplol Airport) آمستردام آغاز گر این سفر  بود پرواز ما با ایرلاین ایران ایر و در نیمه های شب بود و هواپیمای ما ساعت 9 صبح در خاک هلند به آرامی فرود اومد ، آمستردام از بالا سبز و مثل شمال ایران بود و حس سرخوشی عجیبی وجودمون رو فرا گرفته بود چون گرفتن ویزای شینگن  و همچنین  سفر به هلند برامون در اون زمان بیشتر شبیه یه رویا بود  و فکرش رو نمیکردیم که چند سال بعد مجدد به اروپا سفر خواهیم کرد!


سعید و خانواده اش با دسته گل رز بسیار خوشگلی به استقبال ما اومدند و تجدید دیدار بعد از دو دهه بسیار جالب و دیدنی بود و حرف برای گفتن  زیاد و تمام نشدنی بود.به پیشنهاد پروانه  و با توجه به اینکه شهر محل سکونتش چند ساعتی باآمستردام فاصله داشت اولین گشت شهری رو در اولین روز ورودمون به آمستردام تجربه کردیم با دیدن جذابیت های شهری آمستردام  اثری از خستگی در وجود ما دیده نمیشد ...

 یکی از معضلات شهری آمستردام هم مثل اکثر شهرهای بزرگ دیگر دنیا ،  کمبود فضای پارکینگ ماشین بود و علیرغم اینکه به چندین پارکینگ عمومی سر زدیم همه پر بودند و پس از نیم ساعتی سرگردانی یه پارکینگ عمومی پیدا کردیم و با دقایقی پیاده روی به میدان دام (Dam Square) رسیدیم ... 

این میدان یکی از قدیمی ترین میادین آمستردام است و تعداد زیادی ساختمان قدیمی و تاریخی و یکی از کاخ های سلطنتی هم در اطراف این میدون بود در سمت دیگر میدان موزه مادام تسو وجود داشت که چون به گفته سعید در اون زمان عکاسی در موزه مجاز نبود و ما هم بر این اساس از دیدن موزه صرف نظر کردیم( البته بعدا ها فهمیدیم که اینطوری نیست و عکاسی مشکلی نداره و یا شاید قوانین اونها منعطف تر شده بود )

متکدیان هنرمند هم در گوشه گوشه میدون با البسه های مختلف مشغول ژست گرفتن برای عکاسی بودن که ما هم با ونگوگ نقاش معروف هلندی چند عکس به یادگار گرفتیم ...

در وسط میدون،  زمین فوتبال شنی (ساحلی)  را ایجاد کرده بودند که بچه های کوچک در اون مشغول بازی فوتبال بودند و پرچمهای کشورهای مختلف دور این زمین بود و جالب اینکه پرچم ایران هم یکی از پرجمهای افراشته دورزمین بود ...



در آنسوی میدان هم کالسکه اسبی برای جابجایی توریست ها وجود داشت که مشتری های خاص خودش را داشت...

پس از نیم ساعتی گشت و گذار در میدان دام ،  در امتداد یکی از خیابانهای اطراف میدان که مختص عابرین پیاده بودند قدم زنان رفتیم، خیابان شلوغ و پرتردد بود و وجود فروشگاههای پوشاک و فروشگاههای زنجیره ای بد جور حواس خانمها را پرت کرده بود مخصوصا (بقول هلندیها) خیلی از اجناسشون کورتینگ (حراج)خورده بود و گاها با قیمتهای باورنکردنی برای فروش بود و این باعث شد در اولین روز سفر ، یه سری خرید توسط خانم انجام بشه تا به آرامش برسه !!


بعد از گشت و گذار تو بازار ها و اندکی خرید به پارکینگ برگشتیم و قبض 24 یورویی برای من عدد بسیار زیادی به نظر رسید تازه فهمیدم ما تو ایران چه پارکینگ های مفتی داریم و قدرش رو نمیدونیم !


با گذر از اتوبانهای زیبا و البته رایگان و بدون عوارضی ! و جاده های سرسبز پس از حدود دو ساعت به شهر کوچک و  فوق العاده زیبای هلووتس لاوس در جنوب هلند رسیدیم پذیرایی گرم و ایرانی پروانه و سعید نگذاشت  دوری یک روزه از ایران رو حس کنیم!

برنامه این سفر اقامت یک هفته ای در هلند و دیدن جاهای دیدنی اون بود و سپس رفتن به فرانسه و قرار بود یه هفته ای هم در فرانسه و از پاریس بازدید کنیم و در برگشت توقفی یک روزه  در یکی از شهرهای بلژیک داشته باشیم ...

 در یکی از روزها به اتفاق سعید به یکی از گلخونه های نزدیکی شهرشون رفتیم و یه مقداری بذر گل و پیاز گل لاله خریداری کردیم...









از شانس خوب ما  اون ایام مصادف  با جشن سالانه کنسرتهای موزیک خیابانی بود که گروههای مختلفی از کشورهای دیگه اجراهای خیابانی داشتند و در مرکز خرید هله وتوس لاوس برنامه های متنوعی رو اجرا میکردند و برای ما تازگی داشت ...


چند باری هم دوچرخه سعید رو برداشتم و در مسیرهای مختلف شهر رکاب زدم ،کیفیت بسیار خوب مسیرهای دوچرخه سواری وافعا هیجان انگیز بود و در همه جای کشور هلند مسیرهای اختصاصی دوچرخه وجود داره و حتی این مسیرها در جاده های بین شهری هم هست و قوانین دوچرخه سواری و علائم خاص اون هم در این مسیرها مشهود بود...


چند نکته از  زندگی مردم در هلند :


از مواردی که سعید تعریف میکرد نظم و انضباط شهری بود و به هیچ وجه ماشین ها در محلات در خارج از مکانهای مشخص شده حق پارک نداشتند ،یا باید در پارکینگ خونه پارک میکردند و یا در جای مخصوص پارک خودرو و پارک کردن در کوچه و خیابان ممنوع بود و وجود جایگاههای خاص زباله و ساعات  تخلیه دقیق اون ، باعث شده بود هیچ آشغال و زباله ای رو در گوشه خیابان دیده نشود و  مثلا اگه کسی مبلی تلویزیونی و یا وسایل خونه اضافه داشته باشه ، حق نداره اون رو کنار خونه یا سر خیابان ول کنه و این جریمه سنگینی داره الزاما اون را باید به محل شهرداری حمل کنه و در جای خاص خودش قرار بده ...

البته یه جایی در کلیسا هم هست کسایی که چیزهایی دارند که بدرد شون نمیخوره و البته تا اندازه ای قابل استفاده هست اون رو به اونجا میبره و در روزهای خاصی با قیمت های بسیار پایین فروخته میشه و از پولش برای کمک به نیازمندان استفاده میشه ...

از نکات دیگه اینکه مالیات استفاده از ماشین در هلنده ، بر اساس وزن و سال تولید ماشینن میتونه متفاوت باشه یعنی ماشین های کوچک تر و کم حجم تر مالیات کمتری میدهند چون وزن ماشین میتونه تا اندازه زیادی به استهلاک بیشتر آسفالت جاده ها تاثیر بذاره و دیگه اینکه ماشین های گازوئیلی مالیات بیشتری باید بپردازند که احتمالا به خاطر اثرات مخرب زیست محیطی اونها هست و فقط داشتن اون برای کسایی که خیلی خیلی از ماشین استفاده میکنند مقرون به صرفه هست چون هزینه گازوئیل کمتر از بنزین هستش ...


اینطور که متوجه شدم کشت محصولات کشاورزی با توجه به هماهنگی با مسئولین محلی تعیین میشه و با کسب مجوزی  خاص محصول مورد نیاز را کشت میکنند ، اینطور نیست که مثل ایران یه دفعه ای همه یک محصول  خاص  رو بکارند و موقع فصل برداشت با ازدیاد عرضه و ثابت بودن تقاضا، کشاورز دچار ضرر بشه ....


سبک معماری و ساخت خونه ها هم در اونجا از نظم نسبی برخوردار بود و وقتی در یک خیابان قدم می زدید تمامی خونه های اون خیابان از نمای ظاهری یکسان و معماری شبیه بهم ساخته شده بودند و ظاهرشون از یک استایل پیروی میکرد و اگر به خیابان دیگری می رفتید کلا ساختار خونه ها شبیه بهم ، تغییر می کرد و قطعا هنگام ساخت خونه باید از طرح اولیه اون خیابان پیروی میکردند حالا چطور تونستند این هماهنگی و نظم رو در شهرسازی اونجا رعایت کنند واقعا جای تعمق و تفکر داره ...


رانندگی با چراغ روشن در روز  ،  برای همه  ماشینها در هلند امری عادی  بود و با توجه به هوای ابری ، برای دقت بیشتر و کاهش خطرات همه ماشینها در روز هم موظف به روشن کردن چراغهای خود بودند( البته این روزها دی لایت در ایران هم داره کم کم عادی میشه!)












در این چند روز ما از دیدنی های شهرهای روتردام  از جمله  خانه های مکعبی  وبوس ونینگن (Cube house (باغ وحش بلای دورپ رتردام  ) ، پل اراسموس Erasmusbrug که دارای معماری بسیار زیبا ومنحصر بفردی هستو روی رودخانه ماس ساخته شده  که روتردام رو به دوقسمت شمالی و جنوبی تقسیم میکند بازدید کردیم ،  آمستردام ، دن هاگ(لاهه) و چند شهر کوچک دیگه رو هم دیدیم و با توجه به اینکه در سفر دوم به هلند جزئیات اون را براتون شرح دادیم از توضیحات تقریبا تکراری صرف نظر میکنیم...


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo