X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بازگشت به بانکوک - مراکز خرید - واکینگ استریت بانکوک

دوشنبه 22 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 11:41 ق.ظ


                            کانال       " سفر،  کوچ سرفینگ ، تجربه متفاوت " 


صفحه اینستا گرام       cs_travel2016


قصد داشتم در صبح آخرین روز اقامت  در چیانگ مای  به معبد Wat Pha Lat که بعنوان معبدی راز آلود در دل مسیر جنگلی و کوهستانی مشهور است بروم، ولی خانم بدلیل کوهستانی بودن مسیر، خیلی تمایلی نشون نداد، میختی میزبان ما هم چون بومی نبود اطلاعات زیادی در اینباره نداشت، و خودش تنبل تر از اونی میرسید که بخواهد با من بیاد! با توجه به ساعت پرواز ما که حدود ظهر بود یک کم ریسکی بود که تنهایی برای کشف این معبد گمشده برم ... در یه جایی خونده بودم برای رسیدن به معبد باید مسیری رو  پارچه های نارنجی رنگ به درخت ها بسته شده رو دنبال کرد تا به این معبد گمشده رسید ! هیجان انگیز بود ولی رفتن به این معبد در این زمان محدود  اصلا منطقی به نظر نمیرسید ...


بنابراین تصمیم گرفتیم در آخرین صبح حضور در چیانگ مای، یک کم بیشتر استراحت کنیم و انرژی مون رو برای عصر بانکوک ذخیره کنیم، در حالی که میختی میزبان ما در روز تعطیلش در اتاق خودش استراحت میکرد، ما در آشپزخونه طبقه همکف چای و صبحونه رو آماده کردیم و پس از صرف صبحونه کوله پشتی و وسایل رو برای رفتن جمع و جور کردیم ... میختی هم که تازه بیدار شده بود به ما پیوست و پس از دقایقی گفتگو ازش تشکر کردیم و با خداحافظی راهی فرودگاه شدیم از روی نقشه مسیر طولانی به نظر نمیرسید با توجه به اینکه وقت زیادی هم داشتیم تا فرودگاه پیاده روی کردیم در کمتر از 45 دقیقه به فرودگاه رسیدیم البته سنگینی کوله پشتی پیاده روی رو یک کم دشوار کرده بود ...

منطقه محل سکونت میختی خیلی باکلاس تر از تایلند به نظر میرسید و خونه های بزرگ با چشم اندازهای زیبا توجه ما رو بخودش جلب کرده بود!

خونه میختی میزبان فرانسوی ما







فرودگاه چیانگ مای علیرغم کوچک بودن پروازهای بین المللی زیادی هم داشت، با گرفتن کارت پرواز و بدون اینکه کوله هامون رو به قسمت بار تحویل بدیم سوار هواپیما شدیم ( بلیط رو از طریق سایت ایراسیا با قیمت تقریبی معادل  125000تومان با کارت اعتباری شهرام عزیز خریداری کرده بودیم)، در زمان صدور کارت پرواز صندلی ها رو کنار هم ندادند و ما مجبور شدیم در دو ردیف مجزا و پشت سرهم بشینیم چون اگر صندلی ها رو خودمون انتخاب میکردیم باید یه پولی اضافه تر پرداخت میکردیم پرواز کوتاه بود و مشکلی نبود، فاصله صندلیها اینقدر نزدیک به هم بود که این فاصله حس نمیشد!! و با توجه به اینکه هیچ ایرانی هم در این پرواز نبود میشد براحتی مکالمه کرد!











خداحافظ چیانگ مای !

در طول مسیر پذیرایی هم پولی بود و فکر کنم فقط یه بطری آب به مسافرین میدادند ...در دومین فرودگاه بین المللی بانکوک Don Mueang فرود اومدیم در این فرودگاه دسترسی به سیستم مترو و BTS امکان پذیر نبود  و فقط از سرویس حمل و نقل عمومی  تاکسی و اتوبوس بهره مند بود، پس از خروج از فرودگاه اتوبوس بانکوک منتظر مسافرین بود و بدون هیچ گونه معطلی سوار اتوبوس شدیم  و خانمی که مسئول کنترل بلیط ها بود با دریافت نقدی پول بلیط  و با یه دستگاه عجیب غریب بلیط  رو که به شکل  تکه کاغذ نواری بود برامون صادر کرد ...اتوبوس شلوغ بود و ما هم بهمراه سایر مسافرین سرپا وایستاده بودیم و با هر ترمز کل اتوبوس کج میشد ! باید در ایستگاه موچیت پیاده میشدیم جایی که 80 درصد مسافرها پیاده شدند ولی ما طمع کردیم گفتیم یک کم دیگه اتوبوس جلوتر بره ایستگاه بهتری نصیبمون میشه غافل  از اینکه در ادامه مسیر اتوبوس در جهت کاملا متفاوتی تغییر مسیر داد و ما بکلی از ایستگاه مترو  و BTS  دور شدیم ... نمیدونم دقیقا کجا بود ولی ظاهرا ترمینال مسافربری بود که مسافرین رو به مقصدپاتایا و شهرهای دیگه میبرد ولی متاسفانه هیچ ایستگاه مترو و بی تی اسی  در اون نزدیکی نبود از چند نفر هم پرسیدیم ظاهرا چاره ای جز تاکسی نبود بد شانسی توک توک هم  اون دور و برها نبود ...گرمای هوا  و سنگینی کوله یک کم ما رو عصبی کرده بود و شاید اندکی گشنگی هم مزید علت شده بود همینجوری که گیج میخوردیم یک ایستگاه اتوبوس داخل شهری توجه من رو به خودش جلب کرد، کارت هتل رو به راننده یکی از اتوبوس ها نشون دادم و اون اتوبوسی رو به ما نشون داد که خالی بود ما هم سوار شدیم  برای اطمینان بیشتر  از یکی  از مسافرین دیگر مسیر رو پرسیدم و  اونها گفتند اتوبوس رو درست سوار شدیم ... زودتر از انتظار اتوبوس راه افتاد و من هم با جی پی اس گوشی مسیر رو چک میکردم  و هرچه به سمت مقصد  بیشتر پیش میرفت خیال من راحت تر میشد، خوبیش این بود که اتوبوس کولر داشت و حداقل از گرمای طاقت فرسای ظهر بانکوک نجات پیدا کرده بودیم ... بلیط اتوبوس ارزونتر از بی تی اس بود و فقط  تنها مشکلش حرکت کند اتوبوس و تعدد زیاد ایستگاههای بین راهی و و در انتها ترافیک مرگبار خیابانهای بانکوک بود ...خلاصه بعد از نزدیک 2 ساعت درایستگاه مترو روبروی هتل آسیا پیاده شدیم دیگه در محله آشنای خودمون  قرارداشتیم و براحتی به هتل محل استقرار رسیدیم ، چمدونها رو که امانت گذاشته بودیم دریافت کردیم و اتا ق دیگری  رو در چشم انداز جدیدی تحویل گرفتیم ... 




مراکز خرید بانکوک

بعد از اندکی استراحت و تجدید قوا به خیابان پتچا بوری Phetchaburi رفتیم، یکی از ویژگیهای هتل J Two S نزدیکی به این خیابان زنده و پرتردد بود جائیکه مراکز خرید بزرگ و پر رونق  همچون پلاتینیوم ، سنترال ورلد ، بیگ سی ، سیام پاراگون ، پانتیپ پلازا همگی با اندکی پیاده روی قابل دسترسی بودند. در طول مسیر هم بساط دست فروشها و فروشنده های خیابانی هم پر رونق بود. اگر بخواهیم دسته بندی نسبت به این مراکز خرید داشته باشیم ، میشه گفت سنترال ورد با کلاس ترین و گرانترین مرکز خرید بود و به نظر ما  بیگ سی هم اجناس خوبی برای فروش داشت، با توجه به عدم اطمینان از قیمت های اجناس ونیاز به چانه زنی زیاد برای کاهش قیمت ها عمده خرید های ما در یه فروشگاه زنجیره ای Tesco Lotus انجام شد این هایپر مارکت که دارای ریشه ای انگلیسی هست و منشاء بریتانیایی داره ،  چون دارای قیمت های ثابت  و اجناس متنوع و خوب و با کیفیتی  بود و خرید با اطمینان خاطر انجام شد البته این فروشگاه شعبه های متعددی داره که ما در چیانگ مای با اون آشنا شدیم ولی چون محدودیت حمل بار در پرواز ایر آسیا رو پیش رو داشتیم از خرید در چیانگ مای صرف نظر کردیم و خرید اصلی رو در  روزهای آخر در بانکوک برنامه ریزی کردیم ...

با توجه به اینکه جمعه شب مصادف با تعطیلات آخر هفته و نزدیکی ایام کریسمس و جشن های تولد پادشاه تایلند بود، در مراکز فروش نوشیدنی، کنسرت های متعددی  در روبروی ساختمان سنترال ورلد برقرار بود و گروههای موسیقی با سبک های غربی و شرقی مختلف مشغول هنرنمائی بودند ...پس از گشت و گذار و اندکی خرید برای پیدا کردن یه فروشگاه تسکو با مترو عازم ایستگاه آسوک Asok شدیم ، پس از خروج از ایستگاه BTS در امتداد خیابان آسوک پیاده پیش رفتیم ولی پس از 15 دقیقه پیاده روی مرکز فروش دیگری رو یافتیم که تسکو لوتوس نبود و فروشگاههاش هم در اون وقت شب در حال تعطیل شدن بودند ، از همون مسیری که اومده بودیم دست از پا دراز تر برگشتیم ! خانم هم که به هدفش نرسیده بود حالش حسابی گرفته شد ولی من بهش اطمینان دادم که امشب در هتل مسیر یابی خواهم کرد و یکشنبه صبح بجای اینکه برای دومین بار بریم بازار گرم و شلوغ چاتوچاک رو ببینیم به یه فروشگاه لوتوس میارمش و تلافی خریدن نکردن هاش رو میتونه اونجا جبران کنه !









میوه های استوایی - عصرانه ما

















حال و هوای کریسمس 2016

در مسیر برگشت به ایستگاه یه خیابان واکینگ استریت به اسم Soi Cowboy توجه من رو بخودش جلب کرد، نسبت به خیابان کاسانرود کوتاه تر و خیلی مجردی تر بود ! چند تا توریست پیرمرد اروپایی که توان راه رفتن نداشت با کمک دختران کار جابجا میشدند و ... خیلی سریع و کوتاه به انتهای خیابان رفتیم این خیابان اصلا برای خانواده ها پیشنهاد  نمیشه چون فضای خوبی نداره واقعا کاسانرود یه چیز دیگری بود ...




 خیابانهای واکینگ در بانکوک :                                                                            Walking Street - Bangkok

محله کابوی   COWBOY

این محله درتقاطع خیابان سوخومبیت و راتچادامری قراردارد (ازساعت 10 شب الی 4 صبح)

محله پت پونگ  PATPONG

خیابان سیلوم – محله پت پونگ ( ازساعت 10 شب الی 4 صبح)

محله نانا NA NA

این خیابان ازتقاطع خیابان ن ن NA NA (محله عرب ها) تا تقاطع راتچادامری می باشد (ازساعت 9 شب الی 6 صبح)

محله کاسان رود KHAO SAN ROAD

این خیابان درشمال رودخانه چائو پرایا درمحله بنگ لام فو قراردارد (ازساعت 6 عصرالی 2 صبح)

محله الکتریفس  ELECTRIFIES

این خیابان درمحله چینی ها درخیابان یائو وارات YAOWARATE قرار دارد (ازساعت 10 شب الی 3 صبح)


ادامه دارد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo