X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کاخ دولما باغچه و آشنایی نسبی با خطوط ترانو و مترو در استانبول

چهارشنبه 15 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 07:37 ب.ظ

بعد از برگشت از جزیره ، با توجه به نزدیکی کاخ دولما باغچه و مسجد دولما باغچه که نزدیک هم هستند ، قدم زنان عازم این کاخ شدیم این کاخ در منطقه بشیکتاش قرار داره و اولین چیزی که با شنیدن بشیکتاش به ذهنم خطور کرد تیم فوتبال محبوب بشیکتاش بود که در این خیابان پرچم و نشانهای این باشگاه در دکه های روزنامه فروشی به وفور دیده میشد که نشون از محبوبیت این تیم در این منطقه یا حتی استانبول داره  و در طول مسیر عکسهایی تاریخی از آتاتورک و سایر وقایع تاریخی ترکیه بر روی دیوار خیابان مذکور نصب شده بود و خودش میتونست موزه ای باشه از رویدادهای تاریخی ترکیه ، که در یکی از این تصاویر دیدار رضا شاه با آتاتورک هم دیده میشد ، گفته میشه که آتاتورک خیلی به رضاشاه علاقه داشت و تنها میهمان خارجی بود که بهش اجازه اقامت در کاخ دولماباغچه رو داده بود و روایت هست که برای دلپذیرنمودن بیشتر این سفر برای مهمان ایرانی اش  چندین خدمه خانم برای پذیرایی هرچه بهتر شاه فرستاده بود ولی رضا شاه از پذیرفتن این خدمه سر باز زد و از او خواست که چند نظامی ترک رو برای اینکار بفرسته و وقتی ازش دلیل اینکار پرسیده شد گفت اگه این خدمه رو قبول میکردم به همون تناسب باید در زمان میزبانی از آتاتورک زنان ایرانی رو برای پذیرایی از ایشون دراختیارش قرار بدهم که این موضوع با مرام و غیرت ایرانی سازگار نیست ...

از نکات جالب توجه اینکه ساعت ها در این کاخ بر روی ساعت 9:05 از کار افتاده ، چون در اون ساعت آتا تورک بناینگذار ترکیه نوین در سال 1938 از دنیا رفت ... ظاهرا ترک ها به آتاتورک بسیار علاقه دارند و احترام زیادی براش قائل هستند.  


برای ورود به کاخ از گیت بازرسی عبور کردیم ولی متاسفانه در آنروز  کاخ برای بازدید عموم بسته بود و فقط تونستیم محوطه حیاط رو ببینیم

 قیمت بلیط ورودی   

برای بازدید از همه قسمتهای کاخ 40 لیر 

قسمتهای اداری                       30 لیر 

حرمسرا                                  20 لیر 

برای دانش آموزان - دانشجو        5 لیر 

برای بچه های زیر 6 سال           رایگان 

 

 

   

سردر کاخ دولما باغچه 

 

با این شرایط تصمیم گرفتیم با استفاده از ترانوا  گردش مختصری در استانبول  داشته باشیم با توجه به اینکه کاباتاش شروع مسیر حرکت ترانوا بود و پس از سوار شدن در ترانوا مقصد رو مشخص کردیم  خوشبختانه مسیر ترانوااز کنار ایستگاههای معروفی گذر میکرد و تصمیم گرفتیم به ایستگاه زیتون برنو بریم چون یکی از دورترین ایستگاهها بود و با گذر از ایستگاههای مختلف میتونستم برای بازدید روزهای بعد برنامه ریزی بهتری داشته باشیم .

ترانوا شلوغ بود و تا نیمی از راه صندلی برای نشستن پیدا نبود و من هم حواسم به بردیا بود که خستگی زیاد اذیتش نکنه !

با گذر از ایستگاههایی همچون امین ننو آکسارای فندوق زاده و منطقه تاریخی مسجد سلطان احمد که همگی جاهای مهم دیدنی بودند.


از کاباتاش تا زیتون برنو که حدودا  24 ایستگاه وجود داشت که به نظرمن مفید ترین خط سرویس حمل و نقل عمومی استانبول هست چون جاهای دیدنی زیادی رو در ایستگاههای اطراف اون میتونید پیدا کنید. 


مثلا در دو طرف پل گالاتا  ایستگاه Karakoy و Eminonu قرار داره که خود این پل با زیرگذرش بسیار دیدنی هست که فاصله این پل تا کاخ موزه توپکاپی و منطقه قدیمی و تاریخی سلطان احمد و بازار بزرگ هم میشه پیاده  روی کرد . مراکز خرید لالعلی و مراکز خرید آکسارای هم با خط ترانوا کاباتاش - زیتون برنو به راحتی قابل دسترسی است.

ضمننا جهت دسترسی به خط مترو فرودگاه آتاتورک استانبول میشه در ایستگاه آکسارای به خط مترو فرودگاه تغییر مسیر داد.

لازم به ذکر است که ابتدای ایستگاه مترو آکسارای و انتهای آن فرودگاه آتاتورک هست . که مرکز خرید کارفور و چهارشنبه بازار از طریق خط مترو براحتی قابل دسترسی است.

مسیر بسیار طولانی  یک کم خسته کننده بود و در ایستگاه زیتون برنو پیاده شدیم هوا کاملا تاریک شده بود و تردد جمعیت هم بسیار فشرده بود بعد از خروج از ایستگاه با گذر از پل بسیار طولانی به منطقه بازارها رسیدیم که در چندین جهت مختلف فروشگاههای بسیار دیده میشد که اجناس رو بیشتر بصورت عمده میفروختند جنس و کیفیت کالاها چنگی بدل نمیزد و میگفتند که یکی از ویژگیهای این بازار ، قیمت ارزون اجناس اون هست ولی با توجه به قیمت 2000 تومانی لیر ترکیه در اون زمان هیچ کالایی ارزون نبود و در خیلی از فروشگاهها هم ایرانی نوشته بودند که احتمالا با توجه به مشتریهای متعدد ایرانی در این منطقه بود... 

 

 

خاطره ای که در مورد این منطقه در ذهن ما نقش بسته و با یادآوریش همیشه میخندیم ; حساسیت بردیا به پروازها هواپیما ها بعد از اولین مسافرت هوایی اش بود و از قضا در آسمان استانبول هم دائما پروازه هواپیما ها دیده میشد و بردیا بلادرنگ با دیدن یا شنیدن صدای هواپیما ، با انگشت به هواپیما اشاره میکرد و داد میزد "هواپی ما ".... "هواپی ما" !! این حرکت که بارها و بارها در این سفر تکرار شد و هروقت که میگفت "هواپی ما" باعث خنده ما میشد و اوجش هم در همین منطقه زیتون برنو بود که با خنده ما خودش هم غرق در خنده میشد !!


پس از گشتی نیم ساعته در این منطقه بدون خرید و دست خالی با همون ترانوا به کاباتاش برگشتیم در مسیر زوج ایرانی رو دیدیم که در ترانوا برای پیدا کردن مسیر گیج میزدند و جالب اینکه پنجمین روز سفرشون بود وقتی ما با این تجربه کم ایستگاهها و مسیر برگشت رو براشون توضییح دادیم اونها فکرکردن ما ساکن استانبول هستیم! ولی  بعد از اینکه فهمیدن ما دومین روز حضورمون در استانبول هست حسابی به قول خودمون کف کردند!! 

بردیا هم اونقدر خسته بود در داخل ترانوا خوابش برد!!  

 

 

 

 

با رسیدن به ایستگاه کاباتاش بدون اینکه از ایستگاه خارج بشیم به طبقه زیرین که ایستگاه مترو بودیم رفتیم خط ویژه F یا همون فونیکولار مسافرین رو به میدون تکسیم میرسوند این خط در واقع تک کابینی بود که بطور یکطرفه به مقصد میرفت و مجددا همون بصورت دنده عقب به مبدا برمیگشت...  

  

  

 

 خوشبختانه فاصله ایستگاه مترو تا هتل اترنو کوتاه بود و خیلی زود به هتل رسیدیم خیابان استقلال و میدون تکسیم در شب پر رفت و آمد و جذاب بود ...

 


ادامه دارد .... 

بازدید از مرکز چرم Best و فاشن شو ... گشتی شهری استانبول و ... در پست بعدی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo