X
تبلیغات
نماشا
رایتل

برلین در روز آخر

شنبه 21 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:48 ب.ظ

با عرض پوزش از تاخیر بروزرسانی وبلاگ که دلیل عمده اش مشکل فیزیکی گردن من بود سعی می کنم ادامه سفر رو منظم تر در خدمت باشم

پس از خداحافظی از میزبان قبلی آئودری و دن ، با راهنمایی اونها وبا تعویض دو خط مترو  خلاصه به خونه آنه رسیدیم .... از روی زنگ در که تعدادشون هم خیلی زیاد بود واحد میزبانمون رو پیدا کردیم با کوله های سنگینی که داشتیم بالارفتن از 5 طبقه کمتر از کوهنوردی نبود !! خونه خیلی قدیمی بود میشد حدس زد این خونه از قبل از جنگ جهانی دوم بجا مونده بود! ولی در عین قدیمی بودن محکم و مستحکم به نظر میرسید  اولین چیزی که توجه من رو به خودش به جای پنجره دو جداره از دو پنجره پشت هم استفاده کرده بودند.... آنه خانم مهربان و آرومی بود و با  محبت به ما خوش آمد گویی کرد و پس از استقرار و نشون دادن محل اقامت ما با چای و شکلات از ما پذیرایی کرد ، آنه ماما بود و در یک بیمارستان در برلین مشغول بود و این موضوع باعث میشد که حرف های زیادی در مورد سیستم بهداشت و درمان ایران و آلمان  برای گفتن داشته باشیم و تعجب آنه از میزان بسیار بالای سزارین بود وقتی توضیحات من رو در مورد این آمارها شنید و خیلی از این موضوع دچار تعجب شد  .....




اون شب دختر آنه به اتفاق دوست پسرش هم میهمان آنه بودند و آنه یه میهمان دیگه هم داشت که خانم 48 ساله استرالیائی بود که به عنوان میهمان CS در یکی از اتاقهای خونه نسبتا بزرگ و قدیمی آنه حضور داشت....


با اینکه دیر وقت بود شام نسبتا ساده ای با کمک آنه تهیه شد و بعد از شام هم فرصت مناسبی بود که صحبت دوستانه ای با کیم (میهمان استرالیائی ) و آنه در مورد شرایط زندگی ، چالش ها و فرصت و مقایسه کشورها با هم داشته باشیم که در مجموع مکالمه خوب و جالبی بود و کیم با اکسنت استرالیائی فرصت خوبی بود برای آشنایی با یک اکسنت متفاوت از زبان انگلیسی ....

صبح زود پس از صرف صبحانه و خداحافظی از آنه عازم شهر شدیم  و با خرید یه بلیط روزانه مترو به مبلغ 12.60 یورو خیال خودمون رو راحت کردیم .... خرید بلیط روزانه خیلی مقرون به صرفه هست و نگرانی خرید بلیط از دستگاههای الکترونیک رو بطرف میکنه چون با یه بلیط می تونی در سراسر روز از مترو براحتی استفاده کنی و با توجه به تعدد خطوط از روی ایستگاهها بدون نیاز به کمک می تونی هر جا رو که بخواهی براحتی پیدا کنی .....


اولین نقطه چک پوینت چارلی بود که تنها گذرگاه عبور از برلین شرقی و غربی بود که دو  زن و مرد با پوشش سرباز آمریکائی  بساط کاسبی عکس رو راه انداخته بودند و توریست ها مختلف از اونها عکس یادگاری میگرفتند.... بعد از اونجا با نقشه ای که داشتیم پیاده به سمت  بازمانده از خرابه های دیوار برلین دیوار برلین براه افتادیم  در کنار این دیوار قطور، نمایشگاهی از عکسهای هیتلر برپا بود که تاریخ آن دوران را مرور میکرد جالب اینجاست که آلمانیها از عملکرد هیتلر به شدت خجل و ناراحت بودند و این موضوع رو به راحتی میتونستید در اظهار نظر اشون حس کنی ...

در کنار اون نمایشگاه دستگاههای صوتی بودند که سخنرانی ها ی تاریخی اون زمان رو پخش میکرد...

                               چک پوینت چارلی


                                 باقیمانده از دیوار برلین


   نمایشگاه تصاویر و سخنرانی مربوط به دوران جنگ جهانی دوم در کنار دیوار برلین


  

                                          

Dem Deucschen volke

اعتراض جمعی از یمنی ها در برلین


خلاصه کل روز رو به کمک مترو و گاها پیاده کل جاذبه های توریستی رو که می تونستیم دیدیم و لذت بردیم البته تعداد موزه های برلین اونقدر زیاد بود که بازدید از همه اونها در این وقت محدود ما امکانپذیر نبود ولی ساختمان ها و اماکن قدیمی اونها از بیرون بسیار دیدنی و قابل توجه بود...

هوای برلین در اونروز بسیار ناپایدار بود و پس از چند ساعت خوش شانسی و هوای آفتابی  در ظهر اونروز چنان بارون شدیدی ما را گرفت که چاره ای جز توقف در زیر سایبان یک درخت نداشتیم ولی بتدریج  هوا بهتر شد .....


قبل از تاریکی هوا ، پس از پشت سر گذاشتن یه پیاده روی و برلین نوردی طولانی به خونه آنه برگشتیم و با سورپرایز ی مواجه شدیم ...... 

ادامه دارد...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo