X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بازدید از برلین در روزی ابری (2)

یکشنبه 10 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 12:44 ب.ظ

BERLIN -GERMANY


بعد از خداحافظی موقت از میزبان ،با مترو به سمت  جاذبه های توریستی شهر  عازم شدیم از ویژگیهای برلین دارا بودن سیستم ریلی فوق العاده بزرگ و دقیق بود بطوریکه به راحتی از هرگوشه این شهر بزرگ به گوشه دیگر می تونستیم با مترو جابجا بشیم و برای پیدا کردن جاذبه های توریستی یه نقشه مترو و دونستن اسامی جاهای دیدنی کفایت میکرد  

برلین  شهر خیلی بزرگی به نظر میرسید و از ترکیب خیابانها و بزرگ بودن آنها در مرکز توریستی این شهر می شد به اهمیت این شهر و بزرگی اون تو تاریخ آلمان به راحتی پی برد چون شهرهای کلن و هامبورگ و چند شهر دیگه ای که ما دیده بودیم خیلی کوچک تر از برلین بودند.... 

 

هوا نیمه ابری و بارونی بود و در وسط تابستون وجود این هوا واقعا جالب بود در روزهایی که تهران گرمای  40  درجه سانتیگراد رو تجربه میکرد هوای خنک و گاها سرد برلین برای ما متفاوت و جالب  بود.... 

برای احتیاط چتر با خودمون آورده بودیم و با گذاشتن کوله پشتی ها تو خونه آئودری و دنی احساس سبکی میکردیم ..... 

 پس از خروج از ایستگاه وارد خیابان عریضی  شدیم که از جهت های مختلف می تونستیم به سمت جاذبه های توریستی حرکت کنیم .... 

 

تو کتاب لونلی پلانت،نوشته شده بود که یه تور پیاده روی در ساعات خاصی از روز ، از یه نقطه مشخص در مرکز برلین حرکت می کنه  ، این فعالیت یه فعالیت داوطلبانه مردمی هست و بصورت رایگان جاذبه های توریستی برلین  رو به بازدیدکنندگان معرفی میکنه ....

ولی چون ساعت حرکت اون تور با زمانبندی ما همخوانی نداشت تصمیم گرفتیم که خودمون از رو نقشه جاهای مهم رو پیدا کنیم چون تعدادزیادی از این نقاط نسبتا نزدیک هم بودند و با توجه به تابلوهایی که در خیابان نصب بود پیدا کردنشون خیلی سخت نبود از نکات قابل توجه وجود گردشگران مختلف که در قالب تورهای جمعی از نقاط مختلف دنیا برای دیدن این شهر اومده بودند و با مشخصه های متحد الشکل و با هماهنگی تورلیدرشون حرکت میکردند ، از جمله گردشگرانی از کشورهای ژاپن، ایتالیا، اروپای شرقی و...البته توی اونها یه خانواده ایرونی رو هم دیدیم که انفرادی جاهای توریستی رو پیدا میکردند....


به نظر من برلین شهر موزه ها و آثار تاریخی است ، ساختمانها و بناها با ابعاد بسیار بزرگ توجه هر بیننده ای رو به خود جلب می نماید...

صف های طویل از بازدید کننده ها در ورودی این امکان ، نشان از تعدد توریست ها در برلین بود شهری که بعد از پایان جنگ جهانی دوم خرابه ای بیش نبود الان با حفظ و بازسازی شهر درآمد زیادی از صنعت توریسم بدست میاره ....


از موزه های معروف میشه از :

Altes Museum ,DDR Museum,German Historical Museum,German Museum of Technology,Berlin wall memorial,Jewish museum,......

Branden burger Torبعنوان یکی از سمبول های شهر برلین است و محل رژه و مراسم در زمان هیتلر بود ...






از جاهای دیدنی دیگه که یادم مونده برج مخابراتی برلین Fernsethurm در در انروز در لابلای ابرها پنهان بود و میدان الکساندرا Alexandrapl. که مجسمه های نیمه عریان در مرکز ان محل مناسبی برای استراحت توریست ها بود جاهای دیدنی برلین اونقدر زیاده که خیلی هاش یادم نمونده از جمله آکواریوم برلین  Aquadom & sea life Berlin که صف زیادی برای خرید بلیط در صف انتظار بودند ....



 میدان الکساندرا

 صف انتظار خرید بلیط ورودی آکواریوم


از نکات دیگه وجود اتوبوس های دوطبقه توریستی با عنوان HOP ON/OFF یا City -circle

که با داشتن 16 ایستگاه که با یه تور قایق و چند ایستگاه مختلف از پکیج های دیگه توریستی این شهربود ....

ولی ما ترجیح دادیم پیاده و قدم زنان تا جائیکه می تونیم از این بنا ها بازدید کنیم برای نهار تصمیم گرفتیم که یه غذای دیگه ترکی رو انتخاب کنیم یه رستوران که در حاشیه یه خیابان و در زیر سایبانی غذا سرو میکرد و فروشنده ترک با زبان انگلیسی شکسته و نصفه و نیمه ، سفارش غذا دنور من رو پذیرفت ، غذاش واقعا زیاد بود اولش فکرمی کردم چون منوی غذا فاقد نون هست من سیر نمی شم ولی واقعا زیاد بود و سیب زمینی سرخ کرده ای که آماده کرده بود هر پرس اون 3 بار میزان استاندارد سیب زمینی ها مک دونالدو و... بود دو پرس دونور گوشت و مرغ سفارش دادیم  دو پرس جمعا 8.55 یورو شد که نسبت به غذاهای آلمانی ارزون و کاملا زیاد بود ....




ائودری یه اس ام اس به گوشیم فرستاد و پیشنهاد داد که یه کنسرت جاز که بازدیدش برای عموم آزاد هست در یه جایی برگزار میشه اگه دوست داریم بریم ما هم یه قرار با یکی از اعضای کوچ سورفینگ (Kamiel) کمیل داشتم توی یه کافه در برلین شرقی ، با ائودری و دن هماهنگ کردیم ساعت 4 همدیگه رو اونجا ببینیم و خلاصه محل کافه رو با هر زحمتی بود پیدا کردیم نیم ساعتی اونجا با همدیگه صحبت کردیم کمیل هم جوان 25 ساله آلمانی بود که تصمیم داشت هفته آینده برای یه سفر انساندوستانه به آفریقا بره و صحبت ما تقریبا در مورد سفرش و نحوه سفر ما این چیزها بود بعد از یه مکالمه نسبتا کوتاه از اون و دوستاش خداحافظی کردیم و با آئودری و اسکات به سمت محل اجرای کنسرت رفتیم ....

دن با یکی از دوستاش که همسر چینی داشت در محل کنسرت قرار  داشت بچه های خوب و خونگرمی بودند کنسرت در محوطه باز کنار یه کافه رستوران در داخل پارک برگزار میشد با اینکه بارون شدیدی شروع به باریدن کرده بود ولی جمعیت نسبتا زیادی در زیز سایه بون و چترهایی که برای این برنامه تدارک دیده بودند وایستاده بودن ما همک به زحمت یه جایی برای نشستن پیدا کردیم حقیقتش من که خیلی از کنسرت جاز چیزی حالیم نمی شد ولی از این نوع ارتباط و گفتگوی صمیمی با گروهی که برای اولین بار دیده بودیمشون و براحتی می تونستیم ارتباط برقرار کنیم و حرف بزنیم لذت می بردم و خواننده جاز هم برای خودش می خوند مردم با سفارش نوشیدنی و قهوه و چای کلی لذت می بردن ....





یه دو ساعتی اونجا بودیم با شدیدتر شدن بارون و تاریکی نسبی هوا از دوستای دن Dan خداحافظی کردیم و به سمت خونه آنه رفتیم چون کوله پشتی و وسایل ما اونجا بود و قرار بود امشب به خونه آنا بریم ....خانم 49 ساله ای که از هفته ها قبل باهاش هماهنگ کرده بود خوشبختانه آدرس خونه آنه Anne نسبتا نزدیک بود و فقط 2 ایستگاه مترو فاصله داشت ...

بعد از رد و بدل کردن آدرس و اهدا هدیه ای از صنایع دستی ایران از آئودری و دن خداحافظی کردیم و قرار شد در نوامبر امسال برنامه سفرشون به ایران رو تنظیم کنند ..... ادامه دارد


اظهار نظر یادتون نره لطفا.....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo